الميرزا عبد الله أفندي الأصبهاني ( مترجم : ساعدي )

381

رياض العلماء و حياض الفضلاء ( فارسي )

( من لا يحضر ، كافى ، تهذيب ، استبصار ) و تعليقاتى بر كتابهاى فقهى و اصولى و عربى . مؤلف گويد : محلهء شيخ يوسف بنا بيرون از شهر اصفهان و چسبيده به آن بوده است و عوام مردم آنجا را محلهء « شيخسن‌بنا » مىگويند و شيخ يوسف از بزرگان مشايخ صوفيه است . گويند كه نام او شيخ محمد بن يوسف بنا بوده است و به كار بنائى مىپرداخته است ، و فرزندان او نيز به همين شغل ، اشتغال مىورزيده‌اند ، و او تا آخر عمر در همين محلهء مىزيسته و پس از درگذشت در همان‌جا مدفون شده است و آرامگاه وى هم‌اكنون مشهور است . آن محله هم به نام او شهرت يافته و من از چگونگى روزگار او اطلاعى ندارم . آرى او پيش از ظهور صفويه بوده است . از نوادگان او وزير بزرگوار ، ميرزا شاه حسين اصفهانى است كه سمت وزارت شاه اسماعيل صفوى را عهده‌دار بوده و مردى خردمند و كاملى با تدبير و بزرگوارى باجلالت بود . سرانجام به دست يكى از نوكران شاه اسماعيل به‌طور ناگهانى و به واسطهء دشمنى كه با او داشت از پاى درآمد و حكايت كشتن او در افواه مردم مشهور و در كتابهاى تاريخ مسطور است و منزل اين وزير در همان محله و متّصل به آرامگاه شيخ يوسف بنا بوده است . از جمله منزل‌هايى كه در آن محله بوده است خانه‌هاى عموى من و خانه‌هاى ميرزا يحيى و ديگران مىباشد . حسن بيك در احسن التواريخ مىنويسد : ميرزا شاه حسين اصفهانى در آغاز جوانى در اصفهان به كار معمارى و بنائى كه شغل پدرانش بود مىپرداخت ؛ سپس براثر قابليتى كه داشت به امور جزويه ويژه وزارت داروغه اصفهان كه ملازم دورمش خان بود نامزد شد سپس طالعش يارى كرده و به خدمت شاه اسماعيل صفوى پرداخت و در اين مدت خدمات شايسته‌اى از او به ظهور رسيد كه موجبات خرسندى شاه را فراهم آورد و به وزارت و وكالت سلطان منصوب شد . مردى در نهايت سخاوت بود تا آنجا كه گاهى اتفاق مىافتاد در يك روز ، هزار تومان پول به نيازمندان مىداد . ميرزا شاه در روز چهارشنبه 28 جمادى الاولى سال 929 هجرى ، يك سال پيش از وفات شاه اسماعيل ، هنگامى كه از دربار شاه صفوى عازم منزل خود بود به خنجر مهتر شاه قلى كه مهتر ركاب‌خانه بود به‌طور ناگهانى از پاى درآمد و مهتر نامبرده چنان